تبليغاتX
اشك پنهان - خدا کند تو بیایی

به نام يكتاي هستي

چه روزها كه يك به يك غروب شد  نيامدي           چه اشكها كه در گلو رسوب شد  نيامدي

خليل آتشين سخن  تبر بدوش بت شكن             خداي ما دوباره سنگ و چوب شد  نيامدي

براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه               ولي براي عده اي چه خوب شد  نيامدي

تمام طول هفت را در انتظار جمعه ام          دوباره  صبح ، ظهر ، نه  غروب  شد   نيامدي! 

اي بهشت روي تو روياي من

گر نبينم چهره ات را واي بر من

چهرهء ت منظر حسن خداست

حسن تو از هرچه زيبايي جداست

اي گل نرگس گل عشق همه

يوسف زيباي ال فاطمه

اشك چشم تو كجا شبنم كجا

با گل نرگس گل مريم كجا

 


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:5  توسط عباس يعقوب زاده  |