تبليغاتX
اشك پنهان

دانلود مولودی امام رضا علیه السلام

ضامن آهو مدد مولا (اکبری)                                           دانلود

توی خوابم می دیدم که پادشاه عالمم(بنی فاطمه)           دانلود

عمریه مستی می کنم (سیب سرخی)                           دانلود

فلک امشب خاک می بوسه (کریمی)                              دانلود

چه گویم مشهدت خاک برين است (هلالی)                     دانلود

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 10:0  توسط عباس يعقوب زاده  | 

 

زندگی نامه ثامن الحجج

در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:29  توسط عباس يعقوب زاده  | 
 

 

 

13 آبان، تجلي رشادت دانش آموزان

 

روز سيزده آبان، روز شگفتي است! روزي كه حوادث بزرگ و سرنوشت ساز اين ملت را در پيشاني خود حك كرده است. و چه عجيب كه ردپايي ثابت در تمام اين حوادث به چشم مي خورد.

ردپاي استكبار جهاني در تبعيد امام در سال 42 ، در كشتار دانش آموزان و دانشجويان در سال 57 و در نهايت مهر بطلاني كه دانشجويان خط امام با تسخير سفارت آمريكا بر دخالت و دست اندازي هاي استكبار جهاني در ميهن اسلامي مان زدند.

دانش آموزاني كه هنگام تبعيد امام در سال 42 خردسالاني بيش نبودند 15 سال بعد غيور مرداني در اين خاك شدند كه بر ظلم و بيداد شوريدند. آنان درس را  نه در پشت نيمكت هاي چوبي كلاس و بر تخته سياه آن كه بر صفحه سپيد پيشاني مردمان زجركشيده در كوچه و بازار آموختند. آنان خود را مجزا از جريان انقلاب نمي دانستند آن روزها همه از پير و جوان، زن ومرد و كودك در اعتصاب و راهپيمايي شركت مي كردند. در آن روزها حتي گفتگوهاي كودكان خردسال نه بر سر بازي ها و بازيچه ها كه از ظلم شاه و راهپيمايي ها بود. دانش آموزان چنان سهمي در اين جريان داشتند كه اگر صفحه ايي از اوراق خونين انقلاب به نام آنان رقم نمي خورد، بر زحمات ، رشادت ها و تلاش هاي آنان جفا شده بود، آن روزها دانش آموزان، اعلاميه هاي امام را رونويسي و پخش مي كردند ، شبها خطر حكومت نظامي را ناديده مي گرفتند و با خط هاي ابتدايي و ناپخته خود ديوارهاي شهر را به شعارهاي انقلابي مزين ميكردند.

چگونه نوجواني كه در ابتداي زندگي است، به بلوغ فكري و عقيدتي مي رسد و خود را در جريان انقلابي وارد مي كند كه لازمه آن شناخت است؟ اينها را بايد در فضاي فكري آن عصر و به ويژه در كلام امام جست كه اعتراضات فروخفته در درون ملت را كه عمري به درازاي تاريخ داشت با ايمان و اعتقاد مردم گره زد و از ميان آن پرشورترين انقلاب قرن را ساماندهي نمود. در آن روزها شعاري برگرفته از امام شهيدان و آزادگان امام حسين (ع ) ورد زبان همگان بود و متفكران بزرگي چون شريعتي و مطهري هم از اين پيام به خوبي بهره مي جستند: ان الحياه عقيدةٌ و جهاد.

و امام نيز در تبيين اين شعار فرموده است" زندگي يعني آرمان و مبارزه در راه آن. ان الحياه عقيدة و جهاد. مطلبي كه از نظر شيوه تفكر اسلامي هيچ جاي ترديد در آن نيست، اين است كه مرگ از اين زندگي ذلت بار بهتر است.( صحيفه نور ، ج 13، صص 18-217)

امام خود در رأس مبارزه قرار مي گيرد نه اينكه خود گوشه نشيني اختيار كرده مردم را به مبارزه فراخواند. امام گام اول مبارزه را بر مي دارد و بر آمريكا، اسرائيل و رژيم پهلوي كه دست نشانده اولي و حامي دومي است فرياد مي زند و خود رنج تبعيد را شجاعانه تحمل مي كند. " من ا ز آن آدمها نيستم كه يك حكمي اگر كردم بنشينم چرت بزنم كه اين حكم خودش برود ،من راه مي افتم دنبالش. اگر خداي نخواسته يك وقتي ديدم كه مصلحت اسلام اقتضا مي كند كه يك حرفي بزنم ، مي زنم ودنبالش راه مي افتم واز هيچ چيزنمي ترسم بحمدالله تعالي." (صحيفه نور) نوجواني كه امام مرجع تقليد او و خانواده اوست، قدم در راه وي مي نهد كلام امام را كه برگرفته از كلام الله است به گوش جان مي شنود: قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي(قرآن كريم ، سبا/41)

امام همانند ديگر رهبران سياسي نمي گويد: برويد حزب تشكيل دهيد، طرفدار جمع كنيد بعد قيام كنيد؛ امام نهيب مي زند اگر مسلمانيد بر شما واجب است كه تك تك يا دو به دو با ظلم مبارزه كنيد.

اين اساس انديشه امام در مبارزه عليه ظلم ستم شاهي است و مي بينيم چون ازجان برخاسته بر دل مرد مي نشيند و آنان را از كوچك و بزرگ وارد عرصه مي كند. امام ترس از مبارزه را در ميان مردم انقلابي اينچنين از بين مي برد:" خون شما به پاي نهال دينتان فرو مي رود و همراه دينتان بالا مي آييد كه : و لا تحسبن الذين قتلوا في سيبل الله امواتا بل احياءٌ عند ربهم يرزقون... "ثار"  شما كه خونبهاي دين خداست هرگز از بين نمي رود، زيرا خود به همراه خونبها زنده مي شود و خونبهاي شما "لقاءالله" است و دين خدا زنده مي شود و بركت آن مي ماند(بنيان مرصوص، صص 3 و 31)

در سايه اين تعاليم است كه نوجوان روزهاي انقلاب، دانش آموز روزهاي پرشور مبارزه و حماسه، از راهپيمايي ها، مبارزات و شعارها بيش از درس هاي مدرسه، تعليم يافته و براي فراگيري بيشتر در روز 13آبان 57 مدارس را به تعطيلي مي كشاند و راهي دانشگاه تهران مي شود.

در آن روز دانش آموز مسلمان ايراني در خون خود وضو گرفت و به امام خود اقتدا كرد و در قيام نماز تنها خدا را بزرگ و لايق بزرگي خواند و نمازش را، رودرروي معبود و در بهشت او سلام داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 11:12  توسط عباس يعقوب زاده  | 
گل مريم
   

شما میتوانید در این پست انواع کتابها

   و نرم افزارهای مذهبی را دانلود کنید.   

      برای دیدن مطالب به ادامه مطلب بروید.

Image hosted by TinyPic.com 

Image hosted by TinyPic.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:3  توسط عباس يعقوب زاده  | 
 

 

 

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه(س) را نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد. 

مرغ دلم راهي قم مي شود       درحرم امن توگم مي شود

   عمه سادات سلام عليك !         روح مناجات سلام عليك!

 

   كوثرنوري به كويرقمي           آب حيات دل اين مردمي

 

    عمه سادات بگوكيستي؟         فاطمه يا زينب ثاني ستي؟

 

     ازسفركرب وبلاآمدي           يا كه به دنبال رضا آمدي؟

 

    من چه كنم شعله داغ تورا        درد وغم شاهچراغ تورا

 

 كاش شبي مست حضورم كني       باخبرازوقت ظهورم كني

 

نگين قم

شهرها انگشترند و «قم» ، نگين
تربت قم، قبله عشق و وفاست
مرقد معصومه «ع» چشم شهر ما
دخترى از اهل بيت آفتاب
در حريمش مرغ دل پر مى زند
هر دلى اينجاست مجذوب حرم
اين حرم باشد ملائك را مطاف
ديده پاكان به قبرش دوخته
حوزه قم هاله اى بر گِرد آن
قم هميشه رفته راه مستقيم
شهر خون، شهر شرف، شهر جهاد
هركجا را هر چه سيرت داده اند
نقطه قاف قيامند اهل قم
اهل قم ز اوّل ولايت داشتند
اهل قم از ياوران «قائم» اند
دختر موسى بن جعفر «ع» را درود
  قم، هماره حجّت روى زمين
شهر علم وشهر ايمان و صفاست
مهر او جانهاى ما را كهربا
وارث درّ حيا، گنج حجاب
هر گرفتار آمده، در مى زند
جان، اسير رشته جود وكرم
زائران را ارمغان، عشق و عفاف
عصمت و پاكى از آن آموخته
فقه و احكام خدا را مرزبان
بوده در مهد هدايتها مقيم
شهر فقه و حوزه، علم و اجتهاد
اهل قم را هم بصيرت داده اند
برق تيغ بى نيامند اهل قم
در دل و در ديده آيت داشتند
درقيام و پيشتازى دائمند
كز عناياتش تراويد اين سرود

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:41  توسط عباس يعقوب زاده  |